خرید بک لینک
هماورد نخست انجمن گیل ورزان مهر در سال جدید اولین نشست انجمن مهرورزان گیل در سال 1403روز پنج شنبه 7اردیبهشت ، در سالن اجتماعات پژوهشکده گیلان شناسی انجام گردید. با سخنرانی دکتر پیروزی لحاظ گردیده بود. این هماورد با حضور و استقبال قابل توجه بانو و آقایان عرصه روشن اندیشی و فرهیختگی استان ما محیط گرمی را ایجادنمود تا ظهور و حضور پزشکی نوین که با اهتمام امیر کبیر بزرگ در ایران باب شد مورد وا نگری قرار گیرد. سخنران محترم هم داستان تاریخی پر تضاریص و رنج تک هوشمندان عرصه سیاسی دوران خاکستری عصر قجری را مورد کنکاش و تعریف خود قرار دادند. در محیط پر ماجرا و البتخه خواب الود و چرتی استعمار زده ایران چه طاقتی می خواست تا روشنایی ها بخواهد که جای روشنی را بگیرد. در مقابل حسادت ها و دشمنی دیرینه سال عمله های شیطان که از خود شیطان بدترند جه جان سختی و فشار مضاعفی را باید ایران و وطن دوستان متحمل می شدند. تراژدی امیر کبیر فردی از فرو دستان ان دوره سیاه جامعه ما که با لیاقت وصف ناپذیر به کوتاه وقت این شانس را یافته بود که کاروان توسعه و تجدد ایران به تکاپو و پیشرفت وادارد اما دیدیم و خوانده ایم که چه ناجوانمردانه و دد خواهانه فرجامی آن یافت که اول دغل کاران داخلی و البت سود جویان استعماری خارجی ان کردند که دیدیم.. در ابتدای جلسه آقای هوشنگ عباسی رئیس انجمن مهرورزان گیل پیام خوش مهر انجمن را به حاضرین ابلاغ و یادواره ای از آغاز چنین همبودهای منظمی را از زمان حضور در منزل شادروان دکتر فایق با همه همگنانی که دیگراکنون بین ما نیستند نمودند . برنامه با سخنرانی دکتر پیروز تا خوانش شعرشاعران و طنز و اندکی اواز گیلکستانی به یاد پور رضا ادامه یافت. در پایان دیدارهای دوستان و اهالی اندیشه تازه گشت

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: يکشنبه 13 خرداد 1403 ساعت: 12:50

بر کرسی وکالت یک روزنامه نگار امروز می خواهم بی شرح و بسط ازیک نماینده مجلسی و در واقع از نقطه نظرایشان بنویسم که از پس این سالها هنوز سندیت و به روز بودن ولازمه خود را از دست نداده است.نماینده مجلسی که از گذار حادثه روزگار از روزنامه نگاری تخصصی و مورد علاقه اش به آکواریوم جمع دایه گان نمایندگی مجلس شورای ملی رسیده بود . آقای فرامرزی را می گویم که در زمان خودش از طرف مردم زادگاهش ورامین این وظیفه نماینده در مجلس شورای ملی بر گرده اش افتاده شد. اتفاقن سخنرانی اش در مجلس همان طنین و نظری بود که از قلمش درجریده و مطبوعه و مقالاتش می سرید. این متن یادگاری بدون شرح را از مذاکرات مجلس 8 اسفند ماه 1333از این بنده خدا فرامرزی داشته باشید که خود گویای منظورنظر این مقال می باشد. توجه بفرمایید...(...من می گویم آزادی، آزادی، آزادی، تا آزاد باشم آن مقامی را که می خواهم احراز کنم.!بعد از آن که بر خر مراد سوار شدم، دیگر نمی خواهم کسی آزادی داشته باشد، تا مبادا صندلی مرا تکان دهد. به دلیل همین طرز تفکر ما در عرض پنجاه سال نه مشروطیت پیدا کردیم و نه قانون. ما تا امروز حتی یک قانون استخدام جامع نداریم، برای این که هیچکس نخواسته یک نظر عام و منطقی به تمام مستخدمین بیندازد. با یک ماده و طرحی که خودش و پسر خاله اش وارد شدند، فورا در را برای سایرین بسته اند. مثلن در مشروطه مان هم همین کار را کرده ایم، عین الدوله را برداشته ایم و خودمان جایش نشسته ایم. حالا هم که می خواهیم خودمان باشیم، مردم دیگر نباید آزادی داشته باشند. عدلیه هست، قانون هست، مجلس هست، همه چیز هست، ولی من هم هر چه دلم بخواهد می کنم، چون این قوانین مانع اند، حکومت زیک زادی را ادامه می دهیم. نماینده مجلس دلش می خواهد خودش آزاد باشد

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: يکشنبه 13 خرداد 1403 ساعت: 12:50

fb905d1b-0394-4afc-873a-e5d0b0ada7bb امامی که مهمان ایران شد در درون سینه زخمی سوزان دارم 1 -= مدتی پیش ازاین مسئولیت نگارشی فشرده و پر آب و چشم در باب مهمان محجوب و خاموش در آرام جای مشهد خراسان بر گرده ام قرار گرفت. آری امام هشتم شعیان امام رضا که از تفیده گاه داغ وپر رنج سرشار از ثروت حاصل از جنگهای فراوان حاکمان متظاهر به دین به ایران آورده شدند. . در جستار و پژوهشی فشرده از تونل زمان وتاریخ گهر باربا همه نبردهای سهمناک و یا خاموش ایران ؛ سرنوشت باز هم بازیهای نافرجام و نابرابر و تدارکی نابرابرتر در پهنه عظیم کشور عزیز ما در چنته داشت. پس به قول بیهقی :باید دید که قضا را چه در سرها بود. از یکسو دودمانی غاصب با تمام ملزوات زور و زر و ثروتی افسانه ای از تاراج جغرافیا و ممالک فتح شده به شمشیر ان ایام در قلب اعراب پا گرفت. . به اندلس اسپانیا و دیگر از آن نیروی نظامی وفربه نو مسلمانان را تاراند . به تدریج که هارون ها و مامونها باغارتها و مشاورین بشدت سفیه و بی رحم و نیروهای امنیتی اوباش و گوش و سر به فرمان استوار شدند. گرده از هر مومن واقعی بخصوص نوادگان حضرت رسول را به هر بهانه می کشیدند. هرآن چه بدتر از این که ذهن خواننده محترم می تواند به تصور بگنجاند به مردم عامی و سیدهای زمانه خود کردند .در مقابل دیگر انسانی در این طیف می زیست واراسته و بالاتر از همه خود نیز راضی و به تقدیر خدا که ایضن رضا نام گرفت. با کرانه گی وسیعی از علم دوران خود که عالم آل محمد امام رضا (ع) کم ترین لقبی بوده که به روزگارش می خواندند. پس با رخصت از خوانندگانی عل

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: يکشنبه 13 خرداد 1403 ساعت: 12:50

صفحه بندی